۱۳۸۵/۱۰/۲۹

آموزه‌هاي پسر سينا (4) - قطرب، بيماري بهمن ماه

قطرب نوعی از بیماری مالیخولیا است که اکثرا در ماه دوم زمستان روی آورد. کسی که به این بیماری گرفتار می‌شود از هر زنده ای متنفر و گریزان است. به سوی گورستان و جای مردگان می‌رود و به کسی که بخواهد او را غافلگیر کند هجوم می‌آورد. شب‌ها پیدا می‌شود، روزها خود را از چشم مردم پنهان می‌سازد و نمی‌خواهد با کسی روبرو شود. در یک جای هیچگاه یک ساعت آرام نمی‌گیرد. دائما در حرکت است و پیاده‌روی می‌کند و خودش نمی‌داندبه کجا می‌رود و چرا می‌رود. از مردم حذر می‌کند. و گاهی می‌شود که از بیهوشی این حذر را هم از دست می‌دهد و کمتر حس می‌کندکه چه چیز را می‌بیند. با این همه بسیار بی آزار است، اخمو است. اندوهگین است، رنگ زرد، زبان خشک، تشنه، بر ساق‌هایش قرحه‌ها بروز می‌کنند که خوب نمی‌شوند. سبب قرحه‌ها تباهی ماده سودائی و زیادحرکت دادن پا است که مواد به ساق‌هاپائین می آید. و به ویژه که بیمار همواره در لغزش و به سر درآمدن است و پایش به چیزهائی برمی‌خورد یا سگ او را گاز می‌گیرد. بیمار چشمش کم سو، خشک و بی اشک است. چشم گودرفته و سبب، خشک مزاجی چشم است.

قطرب نام حشره‌ای است که بر روی آب‌ها در حرکت دائمی است. و بدون ترتیب و نظام حرکات مختلف می‌کند. در آب غوطه می‌خورد و فورا بالا می‌آید و فرار می‌کند. بعضی می‌گویندحشره دیگری است که هیچ نمی‌آساید. برخی عقیده دارند که قطرب غول نر است و جمعی گفته اند: گرگ موریخته راقطرب گویند.

اگر این بیماری را قطرب نامیده اند به عقیده من برای شباهت بیمار به آن حشره آب پیما یا به حشره دائم الحرکت دیگر است. زیرا بیمار در گریز است و گریزش بدون ترتیب صورت می گیرد. بطور مختلف راه می‌رود و تو گوئی از ترس کسی می‌گریزد. از بس فراموشکار می‌شود نمی‌داند چکار می‌کند و به کجا رو می‌نماید و به هرکسی برخوردکرد رم می‌کند و مسیر خود را تغییر میدهد و می‌گریزد.

معالجه :
خوراک‌های خوب و حمام رطوبت بخش مفید است. باید بخوابد تا مزاجش معتدل گردد. علاج رئیسی این بیماری خواب زیاد است. گاهگاهی سس صغیر بخورد تا آرامش یابد و از تفکر دست بردارد. اگر معالجه به وسیله داروها فایده نبخشید، باید او را بیازارند و بر سرش بزنند و گونه‌اش را سیلی زنند و جاندانه‌اش را داغ کنند حتما افاقه حاصل می‌شود. هرگاه بیماری بازگشت کتک کاری و داغ گذاری نیز بازگردد.

قانون - ابن سينا

۱ نظر:

Osmosis Jones گفت...

چطوري پيكولو؟

اولين اصل در مصرف هر دارويي اينه كه آدم بدونه دارو بدن رو به شرايط نرمال بر نمي‌گردونه . فقط سيستم رو داون-رگولاسيون يا آپ-رگولاسيون مي‌كنه تا شرايطي شبه-نرمال ايجاد بشه و خب اين براي بدن هزينه داره كه با عوارض جانبي پرداخت مي‌شه
حرفاي پروپرانولوليت عمدتاً درسته ولي اين ضعف حافظه ناشي از ايندرال اينقدر نادره كه معمولا ازش صحبتي نمي‌شه. اما بطور ثانويه ممكنه بدخوابي و اختلالات مود و گيجي ناشي از دارو، به شكل كم‌حافظگي نشون بدن خودشونو

ممنون از افاضات خودم ! ء