۱۳۸۶/۰۱/۱۲

چرخه‌ي شهرت را شرح دهيد

به هر دليلي از كسي خوشمون مياد، يك دوست يا معشوق يا هنرمند يا متفكر يا سياستمدار يا آئين يا محصول يا ... . اسمشو ميذاريم سوژه.
1- به همه‌ي اخبار اون سوژه علاقه‌مند ميشيم. هر خبري رو با دقت پي مي‌گيريم و نقل مي‌كنيم. يه شبكه‌ تشكيل ميشه كه با نرخ نمايي اخبار سوژه رو بين هوادارا پخش ميكنه.
2- كم كم سر و كله‌ي منتقدها هم پيدا ميشه و شروع مي‌كنن به نقد سوژه. سوژه‌ي معروفه كه براي منتقد ارزش نقد كردن داره. وجود رقيب البته بازي رو هيجان انگيزتر مي‌كنه. رقيب منتقديه كه از بقيه خلاقيت بيشتري داره.
3- جدال منتقدين و هواداران. آخ جون، دعوا. جنجالِ اين جدال، سوژه رو باز هم مشهورتر مي‌كنه. به طور معمول نقدها در اين دوره طالب بيشتري داره. چون ملت تعريف زياد شنيدن و حالا انتقاد چون جديدتره جذاب‌تره. كمتر چيزي به اندازه‌ي شكست يك اسطوره مردم رو جلب ميكنه.

4- انزواي اسطوره. اين مدت زمانيه كه ملت براي فراموش كردن سوژه بهش نياز دارن.

5- مرگ اسطوره و جاودانگي. اين خودش يه خبره كه دوباره توجه ملت رو به جلب مي‌كنه. بيت: آخر همه كدورت گلچين و باغبان / گردد بدل به صلح چو فصل خزان رسد. در اين فاز ملت (كه شامل هوادار و منتقد هم هست) به خاطر حس نوستالژيكشون نسبت به سوژه اونو در خاطر نگه مي‌دارن.

[نظريه‌ي چرخه‌ي عمر محصول و تكنيك branding در كسب و كار براي اينه كه يه شركت هميشه اين چرخه رو تكميل كنه. تو آدماي معروف هم اونايي كه مدام موقع نزول، يه نوآوري جديد نشون دادن چرخه‌ي شهرت طولاني‌تري درست كردن. مثال: ارائه‌ي نسبيت عام بعد از نسبيت خاص، مسلمون شدن مايكل جكسون بعد از موفقيت در خوانندگي، توليد محصولات جديد توسط شركت‌ها، ...]

راستي، يادم رفت بگم، مواد لازم: سوژه، خلاقيت، رسانه، ملت، رقيب (اختياري اما اثربخش)

نتيجه‌گيري: با بودن مواد لازم، نوآوري هميشه موجب جاودانگي ميشه. جاودانگي احساس كميكيه كه بشر براي فراموش كردن مرگ بهش متوسل ميشه. دوس داري؟ be the first, best, or different

[اين نظريه هنوز نوزاد هم نيست]

۲ نظر:

Osmosis Jones گفت...

خیلی باحال بود پی‌کولو. ولی می‌دونی توی سقوط سوژه‌ها بنظر من همیشه «بدخواهی توده» خیلی مهمه. آدم خوب داریم. آدم بد هم داریم. ولی توده همیشه بدخواه و احمقه و این به زیر کشیدن سوژه‌ها رو با لذت انجام می‌ده. نمونه‌ش مثلا همین علی دایی که با اینکه طرفدارش نیستم ولی گاهی گریه‌م می‌گیره که چقدر آدما کیف می‌کنن از ذلیل ‌شدنش.

Osmosis Jones گفت...

dige che khabara Picolo?
;)