اندیشههایی كه فراموش میشدند
لاف بود. هیچگاه عقل ذوالفنون نخوابید. بهانهای بود برای عقل در برابر خلق و خویش. که گریه را به مستی بهانه کند. که مست شود و نه دو بوسه بدهد و نه یک. که بوسه برچیند و معذور باشد. که بوسه برنچیند و معذور نباشد