۱۳۸۶/۰۸/۲۷

بي‌عنوان

چاكر اين بيتم:

مرد را صد سال عم و خال او،
يك سر موئي نداند حال او

۶ نظر:

  1. پي‌كولوی عزيز
    دستت درد نكنه. غيرمنتظره و عالي بود. سر فرصت پرينت مي‌گيرم و مي‌خونم. ممنون

    پاسخ دادنحذف
  2. ،درود بر شما

    وبلاگِ «گفتُ‌وگوهایی پیرامون اسلام» باری دیگر آپ شد

    (لاَ إِکْرَاهَ فِی الدِّین؟! (البقرة ۲۵۶

    http://rowzeh.blogfa.com/post-31.aspx

    بدرود

    پاسخ دادنحذف
  3. در پی درچ ِ چند کامنت هتاک‌انه از فردی به نام سید عباس سید محمدی در وبلاگ من، یکی از دوستانم سارا نامه‌ای برایم نوشت .................
    http://titusbogen1.blogspot.com/2007/05/blog-post_16.html
    (ببینید می توان فهمید کامنتهای هتاکانه ی فردی به نام سیدعباس سیدمحمدی (که ظاهراً و بدبختانه خود خود من هستم) در کامنتهای ذیل چه مقاله ای بوده؟ ببینید می توان فهمید هتاکی های فردی به نام سیدعباس سیدمحمدی دقیقاً محتوایش و الفاظش چه بوده؟)

    پاسخ دادنحذف
  4. سیدعباس سیدمحمدی که کامنت قبلی را هم او نوشت
    :
    حالا سراینده ی این مصراع کیست که بقیه ی ملت بزرگوار ایران هم چاکرش شوند؟

    پاسخ دادنحذف
  5. سلام!
    شرح کامل ماجرا را نوشتم!
    واقعاَ خوشحالم پی کولو و محمدرضا ویژه و فاضل قاسم فام و دانش طلب، همه، مایه ای از خرد و حکمت و فرهیختگی، و حد اقلش، "انصاف"، داشتند، چه در آنچه در کامنت وبلاگ من نوشتند، و چه در آنچه در کامنت وبلاگ شهلا شرف نوشتند، که مطلقاَ به شهلا شرف توهین نکنند، و در عین حال آنچه به زعم خودشان "حقیقت است"، بگویند.
    سوال و نکته:
    در طرف مقابل، و دوستانش، "انصاف" بود؟ اگر احیاناَ در آنان انصاف نبود، آیا اساساَ فرد بی انصاف ممکن است فرهیخته و نخبه و روشنفکر و ... باشد؟

    پاسخ دادنحذف
  6. سلام.شما که از من هم کوتاهتر مينويسی.[لبخند]

    پاسخ دادنحذف